سيد محمد دامادى

243

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

[ بيان السّعادة طبع ايران صص 43 - 44 - تفسير ابو الفتوح ، طبع طهران ، ج 1 ص 87 - مجمع البيان طبع طهران ج 1 ص 35 تفسير امام فخر رازى ، طبع آستانه ، ج 1 ص 426 شرح مثنوى 2 / 456 و 457 ] و در آيهء بعدى قرآن كريم ( سورهء البقرة ، آيهء 35 ) آمده است : يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَ كُلا مِنْها رَغَداً حَيْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ - و گفتيم اى آدم تو خود ، در بهشت ، جاىگزين و در آنجا هر نعمت كه بخواهيد ، بىهيچ زحمت برخوردار شويد ولى به اين درخت [ گندم يا سيب ] نزديك نشويد كه از ستمكاران خواهيد بود . نهى بر دو قسم است : نهى تحريمى كه مقتضاى آن ، وجوب ترك فعل است و مرتكب آن عاصي و گنهكار شمرده مىشود . دوّم نهى تنزيهى كه مفاد آن ترجيح ترك است بر فعل و امرى است استحبابى كه مأمور به ترك آن معاقب نمىگردد . مفسّران دربارهء معنى نهى از « لا تقربا » اختلاف دارند . و بعضى مىگويند كه نهى ، تنزيهى است به دليل عصمت انبيا ، و شيعه اين توجيه را پذيرفته‌اند . و بعضى نيز گفته‌اند : كه نهى ، تحريمى است ولى اين گناه صغيره بود و آدم تأويل كرد و يا بر سبيل سهو از وى صادر شد ، بعضى نيز گفته‌اند كه معنى « لا تقربا » نهى است از نزديك شدن و شامل خوردن ، نمىشود . بنابر تعبير جلال الدّين محمّد : اين همه دانست و چون آمد قضا * دانشِ يك نهى شد بر وى خَطا كاى عجب ، نهى از پىِ تحريم بود * يا به تأويلى بُدو توهيم بود در دلش تأويل چون ترجيح يافت * طبع در حيرت سوىِ گندم شتافت باغبان را خار چون در پاى رفت * دزد فرصت يافت ، كالا بُرد تَفْتْ [ مثنوى 1 / 1429 - 1253 ] آدم مردّد شد ميان اين كه نهى براى تحريم يا تنزيه است و چون تأويل در دلش قوّت گرفت ، داعيهء نفسانى ، او را به خوردن گندم وا داشت كه وقتى خارى در پاى باغبان